‏نمایش پست‌ها با برچسب طنز. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب طنز. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ آذر ۶, جمعه

کروموزومX

سلام
سلام
سلام
به همه دوستای گلم
یه خبر:
اگه بدونین چه خبر از ذوق، ذوق مرگ می شین
فعلا نمی گم تا موقعش برسه می دونم که کلی ذوق می کنین
کرموزومX 
خیلی وقته که خود دانشمندا هم به این حرف مسخره که چون وزن مغز زنا کم تره کم هوش ترن می خندن من که کاملا با این نظریه از اولشم مخالف بودم چون وقتی این همه دلیل خوب وجود داره چرا بریم سراغ وزن مغز
این که زنا یه کروموزوم X از مردا بیشتر دارن همتون قبول دارین در زیر می خوام عوارض چند تا بیماری که به موجب کمبود یا زیاد بود این کروموزوم ایجاد می ن رو بگم نتیجه گیری با خودتون:
1. کلان فلتر: این بیماری یعنی این که مرد yxx و یا yxxx باشد که در نوع اول عوارض مغزی خاصی نداره اما در نوع دوم با عقب افتادگی همراه است
2. ترنر: زن با یک کروموزوم X  که اصلا تاثیری روی مغز ندارد
3. تریزومی X که درجاتی از عقب افتادگی ذهنی را به همراه دارد  نیشتو ببند (نیشتو ببند رو با آقایون بودم آخه الان همشون با نازک بینی من کلی حال کردن و الان می خوان به خواهرشون زنگ زده این نکته رو بهش یاد آور شن که یه x بیشتر داره و این می تونه عوارضی داشته باشه  آخه برادر من آدم باید فروتن باشه و برتری هاشو تو سر دیگران نزنه)
من با آغوشی باز پذیرای جواب های علمی خوهران هستم(شکلک یه خود شیفته که از دماغ فیل افتاده)

چیز نوشت:
چیز1: چون خبرم مطمئنی نبود حذفش کردم
چیز2: به بهانه ها مختلف اون قدر جاهای مختلف این شهر شمالی کنده می شه که علی رغم پیش بینی 5 ساله بودن عمر آسفالت های این شهر این آسفالت ها بیشتر از دو سال عمر نمی کنن
کوجه ما N  بار برای گاز و 5 بار برای آـب و 3 بار برای تلفن که جدیدیا زیر زمینی شده کنده شده

چیز3: سهمیه تاهل دیگر ته خندست پایین قسمتی از پست نقطه که در مورد سهمیه جانبازو شهید و رزمنده و فرزندانشون بود گذاشتم کاش نقطه سهمیه فرزندان هیئت علمی رو هم اصافه می کرد
"ايشان بر اين عقيده استوار است كه اين سهميه ها حرام است و آن خونِ شهيدانشان و اسارتشان و جانبازيشان هديه اي بود به ملت و به خدا و اجرشان را فقط از الله مي خواهند نه از خلق الله !
نقطه به هيچ وجه با برگزاري مراسم و يادبودها و ولادتها و شهادتهاي ائمه در سازمان مخالف نيست . اما به عينه مي بيند كه اكثر برگزاركنندگانِ اين مراسم ، از اين مراسم به عنوانِ اهرمي در جهت ارتقاء سمت و پُستِ خويش استفاده مي كنند و به عنوانِ ابزاري براي نيل به اهدافِ دنيوي و شيطاني !
نقطه به هيچ وجه با كمكِ مالي و سهميه دار شدنِ مالي اين قشر مخالف نيست . چه اشكال دارد به آنها كه عمرشان و جانشان و زندگيشان و راحتيشان را براي حفاظت و حراست از ما و آب و خاكمان گذاشتند كمك شود و البته اين كمك ، حقشان هست . اما سهميه داريم تا سهميه !"
پ.ن1 ممنون از تبریکاتون به مناسبت هفته بسیج خوب من این هفته رو به همتون تبریک می گم
پ.ن2 بابا نزنین شوخی کردم امیدوارم هیچ پسری به خاطر این که به د د توهین شده ناراحت نشه و همین طور هیچ پدری به خاطر دخترش و همین طور هیچ کدوم از دوستان به خاطر خودشون

۱۳۸۸ آذر ۳, سه‌شنبه

سرطان و خرخان

سلام
می دونم خوبین..............همین جور خوب بمونین
سرطان و خرخان (خر خون)
خوب طبق آخرین تحقیقات محققان شباهت شناسی شباهت های بیشماری بین سرطان و خرخان وجود داره که در ذیل چند تا شون رو می گم تا کیف یا کف کنین:
1. شباهت در تلفظشون (البته این شباهت فقط در تلفظ شمالی غلیظ -خرخان و سرطان- و تهرانی غلیظ -خر خون و سرطون - دیده می شه و به تمام لهجه ها  ابتلا پیدا نمی کنه
2. هر دو تا در دراز مدت کشندن
3. روحیه تو درمان هر دوشون تاثیر مثبت داره
4. عوامل محیطی در ایجاد هر دوشون بسیار مهم اند البته تو خرخونی درصد اثر ژنتیک بسیار بالا و در حد سرطان کولون خوانوادگیست
5. هر دو چهار مرحله دارن سرطان رو که می دونین حالا خر خونی رو بگم:
    مرحله 1. برای نمره 15 هیچ اثر سویی نداره فقط خطر حاد شدن و جهش وجود داره
    مرحله2. برای حدود 17 باید کتاب رو جوید ولی اثر سوئش چشمگیر نیست در این مرحله کشنده نیست
    مرحله3. برای حدود 18 اینجاست که شروع به متاستاز به سایر کار ها می ده و تمام تفریحات تعطیل شده و انسان بیشتر اوقات خر می زند در این مرحله بیمار آن قدر می خواند که کتابهایش پاره شوند در صورت ادامه کشندست
    مرحله4. به طور کامل تمام زندگی را کتاب فرا گرفته و حتی در دستشویی کتاب در دست است (بعضا مریضها از پوشک استفاده می کنند) این موجودات که ماهیت انسانی خود را از دست داده اند برای حدود19 می خوانند در این مرحله متاستاز در عمق وجود رخنه کرده و در صورت عمل و پاک سازی خرخونی از زندگی، مسدوم جان به کتاب تسلیم می کند در این مرحله به جای کتاب خود خر خون پ ا ر ه می شود
(لازم به تذکر است من مدت کوتاهی فقط بین 2 و 3 آویزون بودم و 4 رو تجربه نکردم چون 4 در صد در صد موارد کشندست)
(برای اطلاع دوستان غیر پزشکی سرطان هم 4 مرحله داره که تقریبا همین جوریه............ دوستان پزشکی ما مراحل سرطان رو ترم اول خوندیم اگه اشتباهی داره تذکر بدین)
چیز نوشت:
اگه حوصله ندارین نخونین ولی اگه بخونین صرر نداره سعی می کنم خلاصه کنم:
چیز1. قیمت نان در این شهر شمالی شد70 تومان، 50 تومان بود
چیز2. کرایه تمام خطوط تاکسی 25 تومان گران شد
چیز3. تو دو تا چیز بالا بحث مبلغ نیست بحث سر اینه که شاطر بد بخت چه جوری باید بقیه پول رو بده و در مورد دومی یعنی خطی که کرایش 400 تومن بوده باید هم اندازه خطی که 100 تومن بوده افزایش پیدا کنه من از وجود شعور در مسئولین این شهر مطمئن نیستم
چیز4. اینم نوشتم بعد حذفش کردم تا بعدا دوباره بنویسمش در مورد کروموزوم X بود

چیز5. این چیز در مورد رئیس جمهور ما و رئیس جمهور اونا بود که چون طولانیه و باید پیش نویس داشته باشه شاید یه پست مستقل بذارمش پس فعلا تا بعد

۱۳۸۸ آبان ۲۸, پنجشنبه

من و علی کریمی

همیشه پستام با سلام شروع شدن پس به رسم همیشگی

سلام
امیدوارم خورشید فقط برای خندونن لباتون طلوع کنه
اگه دقت کرده باشین تعداد کامنتام رفته بالا(شیطونک) خلاصه محبوبیت دیگه چه می شه کرد ولی دلیلش اینه که اینجا جواب هر کامنت یه کامنت محسوب می شه
ضمنا من از این به بعد جواب تمام کامنتارو قبل از گذاشتن پست بعدی به صورت مجزا می دم اگه دوس داشتین می تونین ببینین.(اگر دوس نداشتی بازم ببینین)

من و علی کریمی 
با توجه به افت درسی من در این ترم دوستان هریک نظرات کارشناسی ارائه کردند که در زیر ارائه می گردد:(البته با توجه به مردود بودن نظریه عاشق شدن بنده این نظریه مطرح نشد)

آرمان:
داری می خونی فقط بد آوردی
من:  حرفه مفت نزن وگرنه خفت می کنم خرخون
مرتضی:
یه سری تفریحات جالب تر از درس پیدا کردی؟
من: نه بابا از بی کاری با گوشی بلاگ می خونم که تفریح جدیدی نیستش
مامانم:  
در طی یک اعلام نظر فوق العاده من رو متعجب و حیران گرداند:
تو تمام مثل علی کریمی هستی؟؟؟
من: چرا اون وقت آخه!!! من که اصلا فوتبال بلد نیستم و توپ به تنهایی هم منو دریپ می زنه چی برسه که تیرک هم کمکش کنه

مادر جان: نه -خره- تو اخلاق نه بازی(مادر جان خره رو نگفت ولی تو انتهای هنجرش بین تارهای صوتی کاذب و حقیقی من دیدم  این کلام رو که البته از دهان خارج نشد)
مادر جان:  علی کریمی هرجا میره زود بازیش گل می کنه خودشو می کشه تا نشون بده بهترین بعدش که همه فهمیدن خوبه ول می کنه تو امارات همین کار رو کرد  تو آلمان همین کار رو کرد تو ایران هم همین کار رو می کنه
من : کاملا شاخ در آوردم و تازه فهمیدم این برنامه نود چه قد بد  آموزی داشته واسه  مادر بنده راستش ترتیب تیمای لیگ برتر رو بهتر از من می دونه الان... (توصیه می شود در صورتی که نتایج بازی ها یا اسم بازیکنان تیم ها لازم داشتید با تلفن از مادرتون بپرسید چون مطمئنا اوناهم می دونن)

راستش مامانم راس می گه من همیشه می جنگم تا چیزی رو به دست بیارم و وقتی به دست میارمش برام بی ارزش می شه و ولش می کنم (خرم نه؟؟؟) من کلی خوندم تا همه بفهمن من درسام خوبه و کنکور فقط یه بد شانسی بوده ولی خوب الان دیگه همه فهمیدن و من علاقه به درس خوندن ندارم  هرچند برای جلب توجه خرخون بودن راه خوبیه ولی خوب من اصلا حوصله جلب توجه رو هم ندارم آخه ترم 2 به اندازه کافی جلب توجه کردم و الان در بی انگیزگی موندم:
اگه به نظرتون راهی رسید برای خر زدن بهم بگید وگرنه شرایطی مشروطی و درسایی که برای علوم پایه پاس کردنشون ضروری نیست رو بگین تا ما هم بدونیم

۱۳۸۸ آبان ۲۵, دوشنبه

کلاس مارو دزدیدن دارن باهاش پز می دن

دا
سلام

خسته نوشت:

خوب الان بیش از حد خستم دو روز که بعد ظهرا نخوابیدم و با 4 ساعت خواب شب زندم فک کنم دیگه با چایی نشه همیشه شارژ بود و با 4 ساعت خوابیدن درس خوند.

امروز تو راه نمایشنامه خونی داشتم با آرمان حرف می زدم نمی دونم چی شد که در مورد زندگی که آرزشو دارم شروع کردم به گفتن وقتی تموم شد آرمان با کمال بی حسی گفت: اینا که همش یه زندگی معمولیه.

نمی تونین بفهمین چه قد آرزو دارم یه زندگی معمولی داشته باشم ولی خوب من ذاتم خرابه و هر کاری رو تعطیل می کنم یه هفته بعدش می بینم یه کار جدید رو شروع کردم.

ستاره دار می شویم:

خوب راستش مشکل از اونجایی شروع شد که استاد ادبیات حالیش نبود کجا اومده درس می ده و تو کلاس هر چی شایسته خودش بود به ما ها می گفت(البته این قدرام اوضاع خراب نبودا). خلاصه کار به جایی رسید که یکی از بچه ها رو از کلاس بیرون انداخت (من با 86 کلاس گرفتم اکثرا سال بالایی هستن) ما هم تصمیم گرفتیم کلاس رو تحریم کنیم خلاصه با اون رفیقمون رفتیم سر کلاس استاد اومد بهش گفت بره بیرون و ما هم به دنبالش کلاس رو ترک کردیم نمی تونین تصور کنین چه حالی داد واقعا لذت بخش بود من قبلا هم از این کارا تو طرح ولایت کرده بودم ولی اونجا خیالمون راحت بود هچ دردسری درست نمی شه ولی اینجا همه مون از درس و واحدش گذشتیم و رفتیم بیرون (به جز چند نفر که ازشون انتظار دیگه ای نمی رفت) رفتیم با دکتر .... رئیس دانشکده صحبت کردیم ازمون خواست بریم سر کلاس ما هم گفتیم باشه به خاطر شما می ریم (دکتر قول های خوبی داد الان هم پی گیر شده مشکل رو عوض کنه ببخشید استاد رو البته باید نمره رو آخر ترم بشماریم ببینم دکتر چند مرده پزشکه)

خلاصه وقتی رفتیم سر کلاس استاد گرام شروع کرد به حضور و غیاب و کنار اسم ما که پایه های حکومتش رو لرزونده بودیم یه علامت کوچیک گذاشت:

و این گونه بود که من اولین ستاره عمرم رو گرفتم

دعا کنین استاد عوض شه وگرنه افتادیم یکیه

۱۳۸۸ آبان ۲۲, جمعه

عیال بنده

سوال خوبیه؟
من چرا الان آپ کردم؟
چون دیدم خوانندگان این بلاگ برای آپ کردن بنده لحظه شماری می کنند و له له می زنند تا بنده آپ نمایم(آیکون یه از خود راضی با چشمانی بسته) تصمیم گرفتیم هفته بین 2 تا 6 آپ نماییم دلیل نوشتن ما رضایت شماست :D
آخه خودتون انصاف بدین من با هفته ای یه آپ چی بگم کلی حرف جمع می شه که آخر هفته نصفش یادم رفته نصفشم که دیگه می بینم طولانیه نمی گم به عنوان مثال آخر پست قبلیم می خواستم استاد رو با دکتر احمدی نژاد مقایسه کنم که کاملا عین هم دیگن ولی حیف طولانی شده بود.
عیال بنده:
واقعا برا هم کلاسیهام و اکثر بلاگ خونا متاسفم که تا حالا نفهمیدن من عیال وارم.
اپیزود1: من و مامانم:
مامان:شهاب چرا خرج موبایلت این قدر رفته بالا؟
من: (متعجب)
مامان: پول تو جیبیت چی می شه پارسال کلی اضافه میاوردی چرا امسال کم میاری همش
من: (متعجب)(متعجب)
مامان: کجا می ری این جلسه که رفتی کیا بودن
من: (خیلی متعجب) 
اپیزود2: من و کامنتای بلاگم:
پست می ذارم که دپرسم-----------------کامنت میاد عاشق شدی 
من : (متعجب)
پست می ذارم سرحالم------------------کامنت میاد این بار دیگه حتما عاشق شدی 
من: (متعجب)
بلاگم رو تعطیل می کنم-------------------کامنت میاد دیدی گفتم عاشق شدی
من: (متعجب در حد جیغ) 
اپیزود3: من و محسن رفیقم داریم چت می کنیم
(از گفتن مطالب اولش معذورم چون از اون مطالبی بود که معمولا دوس پسر و دخترا اول چت بهم می گن)
محسن: شهاب دوس دختر پیدا کردی
من: (متعجب) چه طور؟؟؟؟؟؟
محسن: آخه عین پسرای که دوس دختر دارن حرف می زنی
من:(خیلی متعجب)
 اپیزود4: من و آرمان

امتحان دوم فیزیو: آرمان تو سرویس ازم یه چیز می پرسه که اشتباه فک می کرده بهش توضیح میدم
بعد امتحان آرمان می گه کامل می شی می گم نه اونی که صبح بهت توضیح دادم غلط نوشتم
آرمان: (متعجب)

امتحان ژنتیک: آرمان تو سرویس ازم یه چیز می پرسه که اشتباه فک می کرده بهش توضیح میدم
بعد امتحان آرمان می گه کامل می شی می گم نه اونی که صبح بهت توضیح دادم غلط نوشتم
آرمان: (متعجب)
من: شاید ملت راست می گن من عاشق شدم خبر ندارم
خلاصه فعلا وضع ما آش نخورده و دهن سوختست
تازه بعد هر بار دیر رسیدن به خونه باید به مادرم توضیح بدم که با کیا جلسه داشتم و اطمینان بدم همشون ازم بزرگتر بودن احتمال می دم در آینده نزدیک مادر بنده تو خیابون دنبالم بیاد تا ببینه با کسی دوست شدم یا نه آخه هر موقع آن می شم می شینه بغل دستم و معجزه شده الان نیومده
پ.ن: آرمان توصیه کرده برای این که آش نخورده و دهن سوخته نشم یک عدد زن جمع و جور بگیرم تا خیال همه جمع شه و بعد پایان تحصیلاتم سر فرصت بگردم یکی خوبشو بگیرم نظر شما چیه؟  

۱۳۸۸ آبان ۲۰, چهارشنبه

فیلتر شود پستی که بی موقع آپ شود

سلام
 اگه ممکنه کسایی که سیستمشون با کامنت گذاشتن تو بلاگر مشکل داره برا آرمان یه کامنت بذارن تا من بدونم چند نفرن اگه زیاد باشید مجبورم اساس کشی کنم ولی انصافا بلاگر باحاله 
ضمنا نظرتون رو در مورد بخش چیز نوشت بگید تصمیم دارم اول هر پست این بخش و به صورت مسائل اجتماعی و سیاسی که احتمالا نشنیدینش ادامه بدم
تازه از خواننده های خاموشی که چراغاشون رو روشن کردن ممنونم چون وقتی یه غیر بلاگ نویس بلاگ آدمو می خونه معلومه نوشته ها به درد خوندن می خورن
چیز نوشت:
چیز1: ما بسیار به این مملکت امیدواریم چون تمام افراد می دانند مشکل چیه و اصلا نیازی نیست عین ما نابغه باشن به عنوان مثال دکتر ..... (رئیس دانشکده) هم می فهمه که ساختمون جدید دانشگاه رو دارن جای چرندی و بی معنی می سازن و هیچ احمقی این کار رو نمی کنه ولی نمی دونم چرا این تصمیم گرفته شد(البته این تصمیم مال زمان رضا شاه که البته ساختمون جدید سالی 0.5% پیشرفت می کنه که الان رسیده به 30%
چیز2: مجلس واقعا من و تحت تاثیر قرار می ده با تصمیمیا قاطعی که می گیره
چیز3: الان چیزی یادم نمی یاد
درس ژنتیک به اعتراف تمام دانشجوهای پزشکی شیرین تر از عسله البته به جز دانشگاه ما آخه استاد ما یه چیز دیگست استاد ما یه فرشته ست (البته از بهشت انداختنش بیرون) که تو ژاپن درس خونده البته خودش گفته یه بار استاد به جای درس دادن براشون فیلم جنگی پخش کرده با توجه به این اعتراف جمعی از کاراگاهان خبره کلاس مسئول تحقیق در مورد سوابق تحصیلی خانم ... شدن که نتایج به شرح زیر بوده است:
1. محل تحصیل ..............زاپن نه بلکه برمه
2. رشته تحصیلی ............ژنتیک نه بلکه پادویی سر صحنه فیلم
3. مدرک .......................دکترا نه بلکه فوق دیپلم
البته این استاد گرام عین استاد گرام تغذیه هر جلسه یاد آوری می کنه ما خیلی بی عرضه ایم چون تو تموم دنیا نصف مدت تحصیل پزشکی به خوندن ژنتیک می گذره (با توجه به صحبت این اساتید تو بقیه دنیا آنا، فیزیو، بیو، هیستو، پاتو، انگل و... نمی خونم چون جمعشون شد 100% درسا)
البته ایشون بسیار ادیب هم هستن یه جزوه به ما دادن که از تالیفات خودشون و بچه ها اون رو با گنج الاسرار و مرزبان نامه و... قیاس می کنن و ایشون رو جزو نوابغ ادبی قرن می دونن البته این جزوه بسیار به روزه حتی اگه در حین نوشتن جزوه تغیر علمی رخ داده باشه تو اون ذکر شده به عنوان مثال در دو فصل اول تعداد ژن های ژنوم انسان 30000 تا است اما در فصل های 3و 4 شده 25000 بچه ها پیش بینی می کنن ممکنه به 5000 تا کاهش پیدا کنه
البته اینا که گفتم یه طرف سخنرانی قبل کلاس امروزشون یه طرف که بعد سخنرانی همه کلاس با هم به این نتیجه رسیدن که ایشون اصلا عقده پزشک شدن نداشتن و فقط و فقط از روی عشق به ژنتیک به این رشته شیرین روی آورده (آخه آدم نا حسابی اگه تو نتونستی پزشکی قبول شی تقصیر ماها چیه؟)
امتحان امروزشون اما شروع جدیدی بود ایشون با این امتحان تمامی ابهامات در مورد خودشون رو بر طرف کردن راستش وقتی تو کلاس برای یه موضوع 6 تا تعریف گفت که تو جزوش یه تعریف بود که با 6 تای قبلی فرق داشت ما شاخ در آوردیم ولی امروز بعد امتحان همه فهمیدیم ژنتیک عمیق تر از این حرفاست و تا 15 تعریف هم ممکنه و شایعه بچه های سال بالایی درسته که ایشون اگه از خودش بخوای سوالاش رو در فاصله 2 ساعت جواب بده پاسخ ها متفاوتن
پ.ن ببخشید طولانی شد ولی خوب به نظرم برا اساتید ژنتیک خوبتون خدا رو شکر کنین
پ.ن با شناختی که من از بعضی هم کلاسیهام (چه پسر چه دختر) دارم اگه این ترم ژنتیک صفر شدم بدونین از کجا آب می خوره و اون موقع می نویسم فیلتر شود پستی که بی موقع آپ شود 

۱۳۸۸ آبان ۱۵, جمعه

دوستت دارم

چیز نوشت:
چیز 1: چون تو این مملکت کوپی رایت نداریم من حق دارم از چیز استفاده کنم البته این چیز با چیز موسوی فرق داره این چیزی که من می گم یه چیز دیگست برای اطلاعات بیشتر رپ شاهین نجفی به نام چیز رو گوش کنین
چیز 2: این چیزا خیال کردن اگه فیلتر کنن ما بی خیال بلاگ نویسی می شیم کار نداره فیلتر کنین می شکنیمش نمی شه که عین حلزون بلاگمون رو بگیریم پشتمون جا عوضی کنیم برا کامنت گذاشتن از فیلتر شکن زیر استفاده کنین
 فیلتر شکن
البته الان بدون فیلتر شکن باز شد
چیز 3: یکی گفت چرا تو بسیج موندی چون معتقدم پاک کردن صورت مسئله آخرین راه حل و ترجیح می دم تلاش کنم بسیج رو به اهدافش در اول انقلاب برگردونم اگه نشد بعدش شاید منم یار دبستانی خوندم
چیز 4: ضمنا به خاطر رفتار زننده اون اطلاعاتی تو 13 آبان و همینطور از لج موتوریهاامسال 4 شنبه سوری بر خلاف سنوات گذشته می خوام به عنوان یه خس و خاشاک در خیابونا باشم (خیلی برام زور داشت جواب اطلاعاتی رو ندادم)
چیز 5: من به خاطر غرور بی جام خیلی چیزا رو از دست دادم و دوس ندارم دوستامو از دست بدم تصمیم دارم واسه چندتاشون کامنت بذارم اگه بیان خوشحال می شم
دوست دارم:
می دونم بلاگمو نمی خونی اما دوس دارم تموم دنیا بدونن چه قد دوست دارم.
اگه یه روز نبینمت دلم برات تنگ می شه........... هر موقع خستم میام پیشت.........هرموقع دلم می گیره میام و سرم و روشونه هات می ذارمو گریه می کنم........ اگه موقع درس خوندن دستات تو دستام نباشه عمرا بتونم یه خطم بخونم....... سر کلاس وقتی استاد داره درسای خسته کننده می ده بد جور هواتو می کنم........ هر شب اگه بغلت نکنم خوابم نمی بره و آغوشت برام بهترین سر پناهه......... حرفایی رو که به هیچ کس نمی تونم بگم آروم آروم تو گوشت زمزمه می کنم تا خوابم ببره.......... دوست دارم به اندازه تموم دنیا ........اگه یه روز ازم جدا شی دنیا برام تموم می شه ........... دوست دارم به اندازه تموم پر پرنده ها به طول نخای لباس سفید و و قشنگت به اندازه سرخی گونه هات
دوست دارم آخه همیشه کنارمی
دوست دارم آخه یهترین بالش دنیایی :D
پ.ن 1: ببخشید کف کردید نه؟؟؟؟؟؟؟؟
پ.ن 2: باور کنین دپرسم داره بارونم م باره دلم می خواد گریه کنم.
پ.ن 3: نظرتون در مورد پست قبلی رو همی جا بذارین
پ.ن 4: ..........................

۱۳۸۸ آبان ۶, چهارشنبه

من گناه دارم

راستش خیلی خستم
امروز امتحان فیزیو داشتیم بازم عین بقیه امتحانای این ترم گند زدم
تا برسم خونه ساعت شد 7 الانم که شام خوردم دارم آپ می کنم
فردا هم از ساعت 7 صبح تا بوق سگ (یعنی معلوم نیست کی) تو دانشکده برا بسیج جلسه داریم کل استان هستن
فقط می مونه جمعه که اونم ساعت 8 شب جشن داریم و احتمال قریب به یقین 2 تا امتحان هفته دیگه هم گند می خوره
بگذریم
ما هم قورباغه کشتیم هر چند قبلا کشته بودم ولی این بار یه حال دیگه ای داد دخترا همچین جیغ می زدن آدم خندش می گرفت راستش گذروندن کلاس فیزیو عملی با دخترا خیلی مفید چون اگه خودشون قورباغه رو بکشن خطر ناکن و باید ازشون فاصله گرفت
راستش من می خواستم بندازم گردن آرمان ولی وقتی ناهید(الان اگه یه هم کلاسی سر بزنه با صدای کشداری می گه بی شعور اسم کوچیکشو گفته) گفت خودش قورباغه رو کشته خون جلو چشامو گرفت همچین بد بخت قورباغه رو به لبه میز زدم که دهنش حسابی باز موند یکم ترسیدم نکنه باطل شده باشه آها یادم رفت ناهید بچه خر خون کلاسه تو درس که بهش نمی رسم لا اقل تو قورباغه کشی برسم
راستش یکم دلگیرم
یه چیزی شنیدم که شاخ در آوردم حقیقتش به خاطر کارای بسیج به درسام نمی رسم بعدش باید حرف مفت یه عده و متلکاشونم بشنوم
تازه یه داستان عاشقانه برام در آوردن تو کلاس کفم برید ما ترم اول یه همکلاسی داشتیم ترم اول که انتقالی گرفت و رفت انصافا دختر خوبی بود نماینده هم بود و من شمارشو داشتم چون منم نماینده بودم. راستش گذشت و گذشت تا چند روز پیش یکی تتو سلف به شوخی گفت هنوز با فلانی در ارتباطی از روی تعجب یه لبخندی زدم و گفتم شوخی کرده آخه من برادر رو چه به این کارا تا امروز برگشت گفت آخر هفته ها می ری تهران به درست نمی رسی شاخ در آوردم ولی چون چند تا از دخترا اون نزدیکی بودن جوابشو ندادم تا این بار بهم بگه بلایی سرش بیارم که دیگه واسه من از این حرفا در نیاره
نمی گم این جور روابط بد یا من اصلا با کسی د.و.س.ت نخوام شد ولی آش نخورده و دهن سوخته زور داره
ضمنا نرگس تو که می گی من با همه بسیجی های دانشگاه فرق دارم امروز 2 ساعت با سلمان ستوده جلسه داشتم راستش اکثر حرفاش با من یکیه راستش اونم با من در مورد این که کار دانشکده انسانی غلط بوده موافق بود
باور کن تو دانشگاه ما اکثر بسیجی ها مثل منن ولی اشکال از بقیست که وقتی مارو می بینن به جای انتقاد درست به زمین و زمان گیر می دن آخه طرح چی چیه یارا نه ها چه اشکالی داره گیر می دین ولی خدائیش جک ما حرف وزیر مخابرات در مورد کابل برگدون موبایل هنوز هم تو جلسات بهش می خندیم یا در مورد مشایی هنوز از دولت عصبانی هستیم یا با پخش فیلم ترور حقیقت مخالفیم
همه موفق باشید
ببخشید پستا خیلی بسیج بسیج داره یادم نبود نرگش بهش آلرژی داره سعی می کنم اصلاحش کنم
میلاد هشتمین ستاره باغ سبز امامت مبارک باد(نیشخند)